المنسوب للإمام الصادق ( ع ) ( مترجم وشارح : مصطفوي )

426

مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي )

و خوبى خواهد بود ، و آنكه بىحيا و بىشرم است همه اعمال و كردار او شر است ، اگر چه هميشه مشغول عبادت و پرهيز كارى باشد . و يك قدمى كه در ميدان عظمت و جلال پروردگار متعال توأم با صفت حيا به سوى او برداشته شود ، بهتر است از هفتاد سال عبادت . و بىشرمى مبدأ و مركز نفاق و سنگدلى و كفر است . حضرت رسول اكرم ( ص ) فرمود : چون حيا نداشتى پس هر چه خواهى عمل كن . زيرا در اين صورت اعمال خوب و بد تو يكسان است ، و در حقيقت همه اعمال و رفتار تو ناپسند درگاه الهى خواهد بود . [ ( شرح ) ] حيا يكى از صفات نورانيه نفسانيه است كه اصل آن تكوينى و از قواى نفس است ، و سپس مانند قواى ديگر نفس انسانى مىتوان آن را با تربيت و رياضت و تعليم و مجاهدت قويتر و كاملتر كرد . صفت حيا به طور كلى انسان را از ارتكاب اعمال سوء و از اتيان به فواحش و از نزديك شدن به قبائح و از اظهار پندار و رفتار و كردار بد و زشت ، در مقابل ديگرى نگهدارى و ممانعت مىكند . حيا بر دو نوع بود : اول - در امور مادى ، چون شرم در پوشاك پست و در مشاغل و عناوين دنيوى و سكنى و امثال آنها . دوم - در امور معنوى و الهى ، و حيا در اين مورد متوقف است به تحقق نور ايمان و معرفت ، تا بتواند امور بر خلاف حقيقت و روحانيت ، و آنچه مخالف رضا و خواستهء پروردگار متعال ، و خارج از آيين دين الهى و مقررات روحانى است ، تشخيص داده ، و نامناسب بودن و فساد و بطلان واقعى آنها را با نور ايمان و معرفت بفهمد . پس هر مقدارى كه ايمان و عرفان پيشرفت كند ، بينايى و بصيرت انسان نسبت به موضوعات خير و شر و صلاح و فساد حق و باطل و نور و ظلمت و هدايت و ضلالت بيشتر شده ، و قهرا در مقابل آنچه بر خلاف اقتضاى ايمان و عرفان است : خود را نگهدارى خواهد كرد . از اينجاست كه فرمود : حيا از ايمان است . زيرا ايمان منبسط مىشود به جوارح و اعضاء و لسان و أركان ( الايمان اعتقاد بالجنان و اقرار باللسان و عمل بالاركان ) . و بسط عقيده يقينى به لسان و جوارح قهرى و طبيعى است . پس كسى كه در مسير روحانى و در سلوك معنوى خود به مقام حيا رسيده و تيرگيها و خلافها و مفاسد را ديده و موارد قهر و غضب الهى را با بينايى ايمان تشخيص داده ، و خود را از آنها نگهدارى كرد ، ( به عنوان شرم و حيا در پيشگاه عظمت